
جرات كنيد راست و حقيقي باشيد. جرات كنيد زشت باشيد! اگر موسيقي بد را دوست داريد, رك و راست بگوييد. خود را همان كه هستيد نشان بدهيد. اين بزك تهوعانگيز دورويي و دوپهلويي را از چهره روح خود بزداييد, با آب فراوان بشوييد. چند گاهست كه پوزهتان را در آيينه نديدهايد؟ من اينك آن را به شما نشان ميدهم. آهنگسازان, رهبران اركستر, خوانندگان و شما اي شنوندگان گرامي, يكبار براي هميشه خواهيد دانست چگونه كساني هستيد... هر چه ميخواهيد باشيد, ولي براي رضاي خدا حقيقي باشيد! حقيقي باشيد, حتي اگر ميبايست هنر هنرمندان از آن در رنج باشند! اگر هنر و حقيقت نتوانند در كنار هم زندگي كنند, بگذار هنر بميرد!
حقيقت, زندگي است, مرگ همان درودر يک واگن خالی مترو دوربين بهدست نشستهايد. خانمی زيبا وارد شده و مقابل شما مینشيند و کمی بعد برای شما ژست زيبايی میگيرد که از او عکسی بگيريد. اينکار را میکنيد. ژست ديگری میگيرد. باز هم عکس میگيريد. اين کار را ادامه میدهد و هربار تکهای از لباس خود را درآورده يا کنار ميزند. سوال اين نيست که شما باشيد چه میکنيد. اين که اگر وسط کار فيلم دوربين تمام شد چه خواهيد کرد؟
دوربين را پرت کرده و به زمين و زمان لعنت میفرستم.
ما تو بازی زمونه
همه بازيگر نقشيم
گاهی با يه قلب عاشق
توی دنيا ميدرخشيم
منم از نور نگاهت
دل به عاشقی سپردم
گرچه اين بازی عشقو
تو نگاه تو نبردم
منکه تو شطرنج عشقت
گاهی ؛ماتم؛ گاهی٫ "گيشم"!!!
از تو بازی عشقت
بخدا خسته نميشم
من ميخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
گرچه اينو خوب ميدونم
؛مهرهء؛ خوبی ندارم
کاش ميشد بهم ميگفتی:
ما رو تنها نميزاری
يا ميگفتی توی قلبت
واسه ما هم جائی داری
اما من بپای عشقت
دلمو وسط ميزارم
ثروتم عشقه و جز دل
تحفه ای ديگه ندارم
توی خونه های شطرنج
با دل عاشق اسيرم
تا تو هستی توی بازی
من از اين بازی نميرم
من ميخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
حاليمه ، آره، ميدونم
؛مهرهء؛ خوبی ندارم!
بازی اين زندگی رو
اگه دل شکسته باختم
ولی با تو و واسه تو
؛ هميشه سوختمو ساختم؛!
حالا تا هر جا که ميخوای
تو برو منم باهاتم
دل سپردهء محبت
يار خوب و باوفاتم!!!
تا ته جادهء رفتن
در کنار تو ميمونم
ترو واسه زنده بودن
طپش دلم ميدونم
من میخوام واسه هميشه
دلتو بدست بيارم
آره ،حالیمه ، ميدونم
؛ مهرهء ؛ خوبی ندارم
ما که پای تو نشستيم !
ديگه بيوفائی بسه
بس نبود همينکه اين دل
پای عشق تو شکسته؟!
ميدونم چه عشقی کردی
وقتی قلبمو شکستی
ديدی تو اشک چشامو
حتی چشماتو نبستی!!!
منکه بازی رو نباختم
گرچه داغونمو خسته
برو خوش باش که دل من
هنوزم بپات نشسته!!!
از:ف.شیدا
و این هم برای شهلای عزیزم که خودش نمی دونست که تموم زندگیم بود
در خاطرمن
از همهء روزهای زندگی....
در خاطراتم
در درون احساسم
در میان وجودم
تنها ترا یافته ام
و در آغوش پر محبت "عشق"
فقط به خاطر تو زیسته ام
خورشید زندگانیم باش
که تاریکی غم را فراموش کنم
و دگر باره در آغوش گرم عشق
"بودن" را احساس کنم
"تو " روح احساس منی
بگذار برایت شعر "عشق "را
زمزمه کنم
و بگذار در کنار تو
چون رود... جاری
چون " عشق"با محبت
چون "وفا" ...صادق
وچون "عاشق"
گرم و پر مهرو عاشقانه
زندگی کنم

کاش
پر پروازم تو بودی....
اگه بال وپر ی داشتم....
کاش میشد با تو بمونم.... ترو تنها نمی ذاشتم.... دل میخواست .... تو او ج پرواز .... برسه به آشیونم.....آخه قلب من نمیخواست که بدون تو بمونم... ولی من راهی نداشتم... راه ما از هم جدا بود .... اگه غیر ازین میکردم..... بخدا فقط خطا بود..... منو باور کن عزیزم ..... بجز این راهی نداشتم... رفتم اما بخدا من.... دلمو پیشت گذاشتم.... میدونم باور نداری ... میگی یاری بیوفا بود... اما باور کن عزیزم..... سرنوشت ما جدا بود... پر گرفتم عاشقونه.... پر کشیدم تا تو ابرا... اما دیدم که دل من... حتی اونجا مونده تنها بعد ازین تنها میمونم...اینو من خودم میدونم اما میخوام که بدونی...پای عشق تو میمونم از: ف.شیدا 
اين